قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
مریم حقیقت

درونم سال ها مرده ست یک زن | مریم حقیقت

شعر درونم سال ها مرده ست یک زن از مریم حقیقت

لب جوی تو باید تکیه می کرد

غزلگوی تو باید تکیه می کرد

دلم هر وقت می لرزید از درد

به بازوی تو باید تکیه می کرد

***

زمستان از بهارت دور باشد

چراغ خانه ات پر نور باشد

شب نوشیدن از جام نگاهت

همیشه رخصت از انگور باشد

***

کنار مور ها پیدا کن ای دوست

شب انگور ها پیدا کن ای دوست

درونم سال ها مرده ست یک زن

مرا در گور ها پیدا کن ای دوست

***

تمام جاده لبریز از سراب است

عرق های تن ما از شراب است

یکی ما را به خانه کاش می برد

من و تو حالمان خیلی خراب است

***

به قصر روشنی از نور می برد

به رویاهای دورا دور می برد

مرا ماه عسل در چشم هایش

به شهرستانی از انگور می برد

***

نگاهت در نگاهم مستجاب است

دلیل روشنی بر آفتاب است

درونم آتش مستی گرفته

به رگ های تو انگور مذاب است

***

برای شانه هایم پر بیاور

کمی دریا ، کمی بندر بیاور

کنارت مست بودن حال خوبی ست

دوبیتی های سکر آور بیاور

***

شراب و شعر و گیسو می فرستم

دوبیتی های ابرو می فرستم

دلت را دست من بسپار ای عشق

برایت نوش دارو می فرستم

***

تمام سال مدهوشیم دیگر

شراب گریه می نوشیم دیگر

شب یلدا و خورشیدی که رفته ست

دریغ از ما که خاموشیم دیگر

***

تقدیم شده است به فروغ فرخزاد :

 

همیشه شعر تو تسکین من بود

صدای من ، غم من ، دین من بود

کسی که نی لبک می زد دلت را

پری کوچک غمگین من بود

ارزیابی کنید :
[مجموع: 1 میانگین: 5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن