قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
کلیپ شعرخوانیمریم حقیقت

شعر خوانی مریم حقیقت | غزل امام رضا

غزل امام رضا از مریم حقیقت

زخمی غریب و تشنه ام امشب دعا کن
یعنی مرا از هر چه تاریکی رها کن

وحشت، صدای خیس باران سوز سرما
فکری به حال این غریب بی نوا کن

دارم روانی می شوم از بیت بعدی
«مریم هجوم گریه را بهتر ادا کن»

من… درد می کرد… از خودش… سر در نیاورد
حالا کمی معلول ها را جا به جا کن

اینجا فضا تاریک./تر…این صحنه…/گندم
یک اسمان پر تا کبوتر پر…نگا کن

اصلا گدا من… نیست… تو… ضامن… نبودی
من پر کبوتر پر…گدا…کُن –

– فیکون سبز پروازی دوباره
حالا تمام کهکشان را پا به پا کن

من را که پر پر می شوم سمت تو هر شب
از ربّنای رکعت هشتم صدا کن

از تخت جمشید دلم تا طوس چشمت
جاده غزل می باردم با عشق تا کن

من را که در دستان تو جایی ندارم
سمت خدای بی پناهی ها هوا کن

دارد خودش را من به سمت عشق برگشت
پرواز را از بال ها زنجیر وا کن

من پر… کبوتر پر…خدا کات
تصویر گنبد نور را رنگ رضا کن

شیپور ها نقّارخانه ضامن عشق
اینجا به بعد اصلا مرا آهو صدا کن

ارزیابی کنید :
[مجموع: 0 میانگین: 0]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن