قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
سجاد حیدری قیری

سرزمین جاهلیت | سجاد حیدری قیری

شعر سرزمین جاهلیت از سجاد حیدری قیری

شاعر شدم گفتم که در و گوهر آوردم

از لانه ی ققنوس ها خاکستر آوردم

همچون صلیبی درد را حس کردم و آنگاه

مریم صفت از عمق جان عیسا برآوردم

من با همه خوش باوری در جمع یارانم

هر لحظه از پشتم دوصد خنجر در آوردم

بودا شدم در پاسخ هر تهمت و دشنام

از لا به لای مشت خود نیلوفر آوردم

گفتم که می گویم بهار و سبز خواهد شد

این میوه های تلخ و گس را نوبر آوردم

در سرزمین جاهلیت بعد نه کابوس

آخر چه بد کردم که امشب دختر آوردم

گفتم بمیرم بلکه در جنگل بپاخیزم

تا چشم بستم از بیابان سر در آوردم

ارزیابی کنید :
[مجموع: 1 میانگین: 5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن