قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
ترانه هامحمد تقی بهار

مرغ سحر | محمد تقی بهار

شعر مرغ سحر از محمد تقی بهار

مرغ سحر ناله سر کن ، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار این قفس را برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ ، نغمه ی آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه ی این خاک تیره را پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیاد ، آشیانم داده بر باد

ای خدا ! ای فـلک ! ای طبیعت !

شام تاریک ما را سحر کن

نو بهار است ، گل به بار است ، ابر چشمم ، ژاله‌ بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نگه ‌ای تازه گل از این ، بیشتر کن

مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد ، عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق ، ناز معشوق ، هر دو دروغ و بی ثمر شد

راسته و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد

دیده تر کن !

جور مالک ، ظلم ارباب ، زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می ناب ، جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن ، از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین

پرده دلکش بزن ای یار دلنشین

ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو ، سینه من ، پر شرر شد ، پر شرر شد

ارزیابی کنید :
[مجموع: 1 میانگین: 5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن