احمد شاملو

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد | احمد شاملو

شعر روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد از احمد شاملو

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود ، بوسه است

و هر انسان برای هر انسان برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه یی ست و قلب برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

ارزیابی کنید :
[تعداد: 9    میانگین: 4.3/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

  1. ای که چشمان عزلخوان و مورّب داری

    بیشتر از غزلِ « سایه » مخاطب داری

    چشم تو مستیِ صد جامِ پیاپی دارد

    تو که لبهایی از انگور، لبالب داری !

    چشمِ تو، شرح جهانهای موازی ست مرا

    بیشتر از کُتُبِ فلسفه مطلب داری

    پیش زیبایی ناب تو معذّب هستم

    بس که چشمانِ پر از شرم و مودّب داری

    چشم های تو جهانی ست که بی پایان است

    تورِ دیدار از این منظره، هر شب داری

    چهره ات در اثَرِ شرم چه گلگون شده است

    نکند ای بُتِ سودازده ام، تب داری…؟

    دکتر یدالله گودرزی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن