قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
سجاد حیدری قیری

با اشک میان کوچه ها رقصیدیم | سجاد حیدری قیری

شعر با اشک میان کوچه ها رقصیدیم از سجاد حیدری قیری

هر چند که محتاج دو نانم ، ای فقر

آلوده نشد به کفر جانم ، ای فقر

من کودک تنهای یتیمم ، حق را

می آیم و از تو می ستانم ، ای فقر

***

عمریست به حلق خویش آویخته ایم

با وحشت و اضطراب آمیخته ایم

پس فکر نکن که قله ای خاموشیم

ما آتش خود را به درون ریخته ایم

***

ای یار بیا دو روز دمسرد نباش

مانند برادران بی درد نباش

خنجر بکش و مرا بکش ، زخم نزن

سگ باش ولی خائن و نامرد نباش

***

هر روز همین لباس را می پوشم

با هر که به غیر خویشتن می جوشم

زخمی زده ام به دل که هر شام از آن

صد جرعه هزار ساله مِی می نوشم

***

از جمع سیاه سایه ها کم نشدیم

در هیچ ترانه ای مجسم نشدیم

با اشک میان کوچه ها رقصیدیم

یک سال جدید آمد و آدم نشدیم

ارزیابی کنید :
[مجموع: 1 میانگین: 5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن