غلامرضا سلیمانی

به سمت پرنده بپر | غلامرضا سلیمانی

شعر به سمت پرنده بپر از غلامرضا سلیمانی

هر ثانیه که می گذرد از وقوع تو

سلول های پیر دلم می شوند ، تو

بر شانه ام نوازش پروانه ای شکفت

می گویدم به سمت پرنده بپر ! – برو ! …

من راه راه و سیب دهان خورده دست من !

از نور می برند مرا – باز هی من و

سلول انفرادی – هاشور میله ها …

و تلخ گریه ی من بی ماه ، بی تو ، تو ، … !

در پشت در سلام گلی زنگ می زند

هی زنگ می زنی تو – ببخشید الو ؟ – الو ؟ …

ارزیابی کنید :
[تعداد: 3    میانگین: 5/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن