اردلان سرفراز

عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد | اردلان سرفراز

شعر عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد از اردلان سرفراز

ای که بی تو خودمو

تک و تنها می بینم

هر جا که پا می ذارم

تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو

پر درد و غصه بود

قصه ی غربت تو

قد صد تا قصه بود

یاد تو هر جا که باشی با منه

داره عمر منو آتیش می زنه

یاد تو هر جا که باشی با منه

داره عمر منو آتیش می زنه

تو برام خورشید بودی

توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد

حالا اون دستا کجاست ؟

اون دو تا دستای خوب ؟

چرا بی صدا شده

لب قصه های خوب

من که باور ندارم

اون همه خاطره مرد

عاشق آسمونا

پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده

خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالا ها

گریه هامو ندیده

یاد تو هر جا هستم با منه

داره عمر منو آتیش میزنه

یا تو هر جه که هستم با منه

داره عمر منو آتیش میزنه

ارزیابی کنید :
[تعداد: 8    میانگین: 4/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن