سجاد حیدری قیری

مرده شور آن دل شیری که داشتم | سجاد حیدری قیری

بیزارم از جهان حقیری که داشتم

از دست و پای سرد و اسیری که داشتم

آهو به چنگ بود و شکارش نکردم…آخ!

ای مرده شور آن دل شیری که داشتم

لعنت به من که درس جسارت نخوانده ام

بیزارم از معلم پیری که داشتم

من کشوری پر از عسل و نفت و خاویار

افتاده ام به پای امیری که داشتم

ای تف به آب و نان مقدسی که سال هاست

برگشته ام به ذات فقیری که داشتم

خاموش کن تنور مرا ، من نخواستم

از من بگیر مشت خمیری که داشتم

[Total: 2 Average: 5]
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا