سجاد حیدری قیری

لعنت به هر آنچه غیر آزادی بود | سجاد حیدری قیری

شعر لعنت به هر آنچه غیر آزادی بود از سجاد حیدری قیری

تا بود مرام میله پولادی بود

تا بود زمانه دشمن شادی بود

نفرین به هر آنکه عشق در سینه نداشت

لعنت به هر آنچه غیر آزادی بود

***

این سو تب تند و داغ تابستان است

آن سو خبر از برف و یخ و بوران است

باید که نرفته راه را برگردی

این ره که تو می روی به ترکستان است

***

از غربت ماه ، برکه ها جان دادند

ساران یک و یک از ابتدا جان دادند

دیشب طوفان به بستر دریا تاخت

قو ها همگی جدا جدا جان دادند

***

تا از چمدان کتاب بر می دارم

از توی کمد نقاب بر می دارم

لطفی بکن و دو استکان لب بردار

تا من دو سه خط شراب بر می دارم

***

جز شعر ، ز هست و نیستی سیر شدیم

مانند نهال نو رس پیر شدیم

ما با ” ح ” حافظ همه را فهمیدیم

ما با ” خ ” خیام نمک گیر شدیم

ارزیابی کنید :
[تعداد: 4    میانگین: 4/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن