سهراب سپهری

مرگ پایان کبوتر نیست | سهراب سپهری

شعر مرگ پایان کبوتر نیست از سهراب سپهری

شعر کامل ” مرگ پایان کبوتر نیست “

از زنده یاد سهراب سپهری ، این شعر بسیار مشهور است و کمتر کسی آن را نشنیده است . سهراب سپهری نقاش و شاعر فارسی زبان ایرانی در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد ، از او شعر های زیبای فراوانی به یادگار مانده . وی در سال ۱۳۵۹ به سرطان خون مبتلا شد و سر انجام در ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران غروب کرد .

مرگ پایا کبوتر نیست

و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونه یک زنجره نیست.
مرگ در ذهن اقاقی جاری است.
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‌گوید.
مرگ با خوشه انگور می‌آید به دهان.
مرگ در حنجره سرخ – گلو می‌خواند.
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.
مرگ گاهی ریحان می‌چیند.
مرگ گاهی ودکا می نوشد.
گاه در سایه نشسته است به ما می‌نگرد.
و همه می‌دانیم.
ریه‌های لذت، پر اکسیژن مرگ است).
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپرهای
صدا می‌شنویم.
پرده را برداریم:
بگذاریم که احساس هوایی بخورد.
بگذاریم بلوغ، زیر هر بوته که می‌خواهد بیتوته کند.
بگذاریم غریزه پی بازی برود.
کفش‌ها را بکند، و به دنبال فصول از سر گل‌ها بپرد.
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند.
چیز بنویسد.
به خیابان برود.

ارزیابی کنید :
[تعداد: 4   میانگین: 3.3/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

  1. گاهی تنهایی آدم ها را چنان به سکوت وا می دارد که گویی پر از حرف های ناگفته اند اما میلی به سخن گفتن ندارند،این تنهایی ها را هیچ بیانی نمیتواند توصیف کند چراکه پر از حس مبهم و عمیق هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن