شهریار

کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی | شهریار

شعر کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی از شهریار

کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی

نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی

غزلی زیبا از استادشهریار

کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی

نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی

ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام

گل کم از خار شود چون تو به گلزار آیی

شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار

تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آیی

ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه

سپر انداخته ام هرچه به پیکار آیی

روز روشن به خود از عشق تو کردم شب تار

به امیدی که توام شمع شب تار آیی

چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده

در دل شب به سراغ من بیدار آیی

مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف

عیسی من به دم مسجد سردار آیی

عمری از جان بپرستم شب بیماری را

گر تو یک شب به پرستاری بیمار آیی

ای که اندیشه ات از حال گرفتاران نیست

باری اندیشه از آن کن که گرفتار آیی

با چنین دلکشی ای خاطره یار قدیم

حیفم آید که تو در خاطر اغیار آیی

لاله از خاک جوانان بدرآمد که تو هم

شهریارا به سر تربت شهیار آیی

ارزیابی کنید :
[تعداد: 4    میانگین: 4/5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن