قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
سجاد حیدری قیری

گربه هم گربه های قدیم | سجاد حیدری قیری

فصل زمستان فصل خوبی نیست

از بهمن و از سوز می ترسیم

ما گربه های ساکتی هستیم

از ازدحام، از روز می ترسیم

از چاله و از جدول و میدان

ته مانده هامان را جدا کردیم

هر جا غذای تازه ای دیدیم

با دلهره آن را رها کردیم

در بُشکه های نفت خوابیدیم

در بُشکه های نفت زاییدیم

از ماندن و زاییدن و رفتن

در بوشکه ها چیزی نفهمیدیم

ما تن به هر نا قابلی دادیم

ما را چنین از مرگ ترساندند

در جشن ننگ خویش رقصیدیم

هر بار ما را گربه رقصاندند

از رنج های پیش رو گفتیم

با توله هامان وقت لیسیدن

در  هفت چالی که یکی بودند

از رفتن و هر بار ترسیدن

 ***

آری که باور کردنش سخت است

ما هم نژاد یوزها بودیم

در کوه ها دنبال آهوها

در ازدحام روزها بودیم

دیروز ما با شیرها بودیم

حالا ولی از موش می ترسیم

ما گربه های بزدلی هستیم

از توله ی خرگوش می ترسیم

بر ما خدایان دروغینی ست

سگ های مفلوکی که در بندند

آن ها که از ارباب خود با یأس

یک استخوان را آرزومندند

ما گربه های احمقی هستیم

احمق تر از خرهای آبادی

با چنگ و با دندان نجنگیدیم

یک دم برای فتح آزادی

 ***

فصل زمستان فصل خوبی نیست

از بهمن و از سوز می ترسیم

ما گربه های ساکتی هستیم

از ازدحام،از روز می ترسیم

ارزیابی کنید :
[مجموع: 0 میانگین: 0]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن