قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
غلامرضا سلیمانی

گیسوانت زیر باران | غلامرضا سلیمانی

شعر گیسوانت زیر باران از غلامرضا سلیمانی

گیسوانت زیر باران ، عطر گندم‌ زار… فکرش را بکن

با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار … فکرش را بکن

در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ ها

بوسه و گریه ، شکوه لحظه‌ی دیدار … فکرش را بکن

سایه‌ها در هم گره، نور ملایم ، استکان مشترک

خنده خنده پر شود خالی شود هربار … فکرش را بکن

ابر باشم تا که ماه نقره‌ ای را در تنم پنهان کنم

دوست دارد دور هر گنجی بچرخد مار … فکرش را بکن

خانه‌ ی خشتی ، قدیمی ، قل قل قلیان ، گرامافون ، قمر

تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار … فکرش را بکن

از سماور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را …

بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار … فکرش را بکن

اضطراب زنگ ، رفتم وا کنم در را ، که پرتم می‌کنند

سایه‌ ها در تونلی باریک و سرد و تار … فکرش را بکن

ناگهان دیوانه‌ خانه … و پرستاری که شکل تو نبود

قرص‌ ها گفتند : دست از خاطرش بردار فکرش را نکن

ارزیابی کنید :
[مجموع: 2 میانگین: 3.5]
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن